فصل سرد چشمانم

متن مرتبط با «شعر دیوانه ی عاشق» در سایت فصل سرد چشمانم نوشته شده است

به یاد تو من بیقرارم ...

  • نیلوبلاگ

    مو به مو قدم قدم به زلف تو قسم قسمرسیده عشق تو به جان منبه یاد تو نفس نفس بریده ام از این قفسزندان است جهان منعشقت چرا تاوان من شد ؟ رفتی غمت پایان من شداز هر گناهی توبه کردم چشمان تو ایمان من شدتو را...

    ادامه مطلب
  • خدایی از جنس آرامش

  • نیلوبلاگ

    چه میشود کرد وقتی راه به جایی نداریبه هر طرف رو میکنی شاید اون آرامشی رو که میخوای به دست بیاریولی همه راهها بن بستهاز اول تو با روح خداوند جان گرفتی و تا ابد این همراه تو هستگاهی فراموش میکنی که کجای...

    ادامه مطلب
  • دوستت دارم را من دلاویزترین شعر جهان میدانم ...

  • نیلوبلاگ

    xa0از اینجا ... که هستم تا آن جا که تو هستی وجب به وجب دلتنگم ......

    ادامه مطلب
  • متن آهنگ دلم رفت........ هستی و ...

  • نیلوبلاگ

    کاشکی میشد بهم بگی دلت رو دادی به منبگو دلو دادی به من، عاشقونه عشق منxa0خنده های الکی،xa0گریه ی یواشکیxa0نشه سهم دل من، وای که تنگه دل منxa0تو بیا جون دلم، تویی همخون دلمبه فدای اون نگات،xa0تب تند نفساتxa0توی آغ...

    ادامه مطلب
  • من بی نقاب

  • نیلوبلاگ

    xa0با یک نظر گشودی و بستی کتاب راگفتی مبارک است،بیاور شراب راگفتم تو نیز مثلxa0من از خویش خسته ای؟پلکی به هم زدی وxa0گرفتم جواب رااز بس خلق پشت نقاب ایستاده اندباور نمی کنند من بی نقاب را.........xa0فاضل نظری...

    ادامه مطلب
  • ای نرفته از خیال

  • نیلوبلاگ

    xa0بگو چگونه رفته ای!xa0 تو ایxa0نرفته از خیالتو ای نهفته در نظر، تو ای شکسته در محالتمام می شوم بیا، ببین تمام من توییکه از تو تازه می شوم در انتهای این زوال...........مرضیه مضافxa0...

    ادامه مطلب
  • شعرهای بی محل

  • نیلوبلاگ

    شعرهایم بی محل بودند و تلخگاه از جنس غزل بودند و تلخذوب شد دل پشت پلکی آشنا چشمهایی که عسل بودند و تلختا که سردم شد در آغوشم فشردآن پتوها که بغل بودند و تلخ قصه ی خون خوردن از یار خودیقصه هایی از ازل ...

    ادامه مطلب
  • نزدیکتر از جان .........

  • نیلوبلاگ

    دستم به بودنت نمی رسد.اما بگذار سر بسته از دلم برایت بگویم؛طوری دوسـتت می دارمکه هر شبانه روز بی آنکه ببینمتبی آنکه ببوسمـتبی آنکه لمست کنمبودنی ترین بودنیِ شخصِ جهانم شده ایu200eu200e...

    ادامه مطلب
  • شاید اگه برگردی.......

  • نیلوبلاگ

    خدایا اشکهام تمومی ندارنپس کجاست اون صبری که باید می داشتمxa0حتی آغوش گرم تو هم نتونسته آرومم کنهxa0هر شبکه خورشید رو با خودت می بریxa0همه وجودم رو تاریکی و غصه در بر می گیرهتو کیxa0بودی نازنینم ، چه بودی که ...

    ادامه مطلب
  • تنها امید زندگی ام......دوستت دارم

  • نیلوبلاگ

    در دنیای منیک تو (خدا)کافی ستتا بهشت را همین حوالی خودم شانه به شانه ی دوست داشتن توتجربه کنم …...

    ادامه مطلب
  • خدایا عاشقتم

  • نیلوبلاگ

    گل عشق رضا بهرامxa0بعضی آهنگ ها رو که می شنوی روحت پرواز میکنه و دوست داره برسه تا خدادوست داریxa0 بلند شی چرخ بزنی و با کائنات هم آوا بشیو برسی تا خدادوست داری صدای آهنگت رو اینقدرxa0 زیاد کنیتا همه دنیا ب...

    ادامه مطلب
  • روزهای خیلی دور

  • نیلوبلاگ

    عزیزمای که پذیرفته ام در غم xa0وشادی ات شریک باشمغم تو غم من است xa0و شادی تو شادی مندوستت دارم و حاضرم با تمام وجود کمبودهای تو را ای بهتر از جانم جبران کنمحتی اگر در این راه خود فنا شومxa0چه این که نابودی...

    ادامه مطلب
  • دیوانه مرا به دست کی سپردی

  • نیلوبلاگ

    در نگاهت؛ لیلیِ خود پیدا نکردم…●♪♫با خجالت؛ از چشمِ تو، گلایه کردم●♪♫از خود چه بیخود می کند! نگاهِ تو…●♪♫هی می بَرد؛ صبرِ مـــرا…●♪♫مجنونتـــم! ای همنشین…●♪♫لیلیِ من؛ یک دم ببین، حالِ مــرا●♪♫از دریا ...

    ادامه مطلب
  • تنها خدا میداند و من و مسافری که کوچ کرده

  • نیلوبلاگ

    xa0بالاخره پیک رهایی از راه رسید و مسافر خسته امxa0را با خود بردوقتی میرفت چه خسته و تکیده بودوقتی پرمی کشید تا برود دردهایش بر زمین میریختxa0رنج هایش کم میشد و سبک و سبک تر پر میگرفتمن اما هنوز مات و غمناک...

    ادامه مطلب
  • دیوانه ی عاشق شاید هم عاشق دیوانه

  • نیلوبلاگ

    در محل حرف افتاده بود كه دایی عاشق شده است! سنم كم بود نمی فهمیدم چه می گویند! از مادرم پر...

    ادامه مطلب
  • شدی شراب و ...

  • تکرار یک تکرار

  • نیلوبلاگ

    نمی‌داند دل تنها میان جمع هم تنهاستمرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست*تو از کی عاش...

    ادامه مطلب
  • تو نیستی ............

  • نیلوبلاگ

      تو نیستی اون کسی که زندگیش رو باخت آخه تو کی دلت غم منو شناخت  کسی که رو نسیم باز آشیون...

    ادامه مطلب
  • قدیمی ها بهتر میخوندن .....

  • نیلوبلاگ

    تا دو چشم خود را به هم زدم من عمر من چه طي شد ابر نوبهاري نديده باران وقت برف دي شد تا كه ...

    ادامه مطلب
  • کو فراسوی خیال؟

  • نیلوبلاگ

    دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در...

    ادامه مطلب