روزهای خیلی دور

خرید بک لینک


عزیزم

ای که پذیرفته ام در غم وشادی ات شریک باشم

غم تو غم من است و شادی تو شادی من


دوستت دارم

و حاضرم با تمام وجود کمبودهای تو را ای بهتر از جانم جبران کنم

حتی اگر در این راه خود فنا شوم

چه این که نابودی من در این راه باعث زنده کردن روح تو می شود

و این زنده کردن برای من بالاترین آرزوهاست.


مرا ای عزیزم، برای خودت پدر، مادر، خواهر ، برادر

و از همه بالاتر همسر غمخوارت بشناس

و بدان که تا آخرین لحظه ی زندگی خودم

از هیچ کوششی در راه خوشبختی تو فروگذار نخواهم کرد

چون آن عهدی که با ازدواج کردنم با تو بسته ام

جاودان خواهد بود و نابود شدنی نیست.


ای تکیه گاه بی پایان من

کوله باری برایت خواهم شد و تمامی غمهایت را به بدوش خواهم کشید

که آن روح پاکت را کدورتی باقی نماند

اگر چه خود در زیر این بار (غم) خرد شوم

چه چیزی بالاتر از این که با خرد شدنم تو را احیا کنم.


عزیز بهتر از جانم

ای برای بازگشتنت به خانه ثانیه شماری می کنم

دوستت دارم

و تا پایان عمر غمخوارت خواهم بود

دردت را به جان می خرم

به امید اینکه مرا از خود بدانی

و به عنوان یک همراه و همدل قبولم داشته باشی

.....

همسر و غمخوار تو 1359/11/7

فصل سرد چشمانم...

ما را در سایت فصل سرد چشمانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 19:16

صفحه بندی