
با یک نظر گشودی و بستی کتاب را
گفتی مبارک است،
بیاور شراب را
گفتم تو نیز مثل من از خویش خسته ای؟
پلکی به هم زدی و
گرفتم جواب را
از بس خلق پشت نقاب ایستاده اند
باور نمی کنند من بی نقاب را
.........
فاضل نظری

ما را در سایت فصل سرد چشمانم دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 55