
xa0از اینجا ... که هستم تا آن جا که تو هستی وجب به وجب دلتنگم ......
ادامه مطلب
شعرهایم بی محل بودند و تلخگاه از جنس غزل بودند و تلخذوب شد دل پشت پلکی آشنا چشمهایی که عسل بودند و تلختا که سردم شد در آغوشم فشردآن پتوها که بغل بودند و تلخ قصه ی خون خوردن از یار خودیقصه هایی از ازل ...
ادامه مطلب
در دنیای منیک تو (خدا)کافی ستتا بهشت را همین حوالی خودم شانه به شانه ی دوست داشتن توتجربه کنم …...
ادامه مطلب
عزیزمای که پذیرفته ام در غم xa0وشادی ات شریک باشمغم تو غم من است xa0و شادی تو شادی مندوستت دارم و حاضرم با تمام وجود کمبودهای تو را ای بهتر از جانم جبران کنمحتی اگر در این راه خود فنا شومxa0چه این که نابودی...
ادامه مطلب
xa0بالاخره پیک رهایی از راه رسید و مسافر خسته امxa0را با خود بردوقتی میرفت چه خسته و تکیده بودوقتی پرمی کشید تا برود دردهایش بر زمین میریختxa0رنج هایش کم میشد و سبک و سبک تر پر میگرفتمن اما هنوز مات و غمناک...
ادامه مطلب
تا دو چشم خود را به هم زدم من عمر من چه طي شد ابر نوبهاري نديده باران وقت برف دي شد تا كه ...
ادامه مطلب
تا دو چشم خود را به هم زدم من عمر من چه طي شدxa0ابر نوبهاري نديده باران وقت برف دي شدxa0تا كه سرنوشتم نوشته شد ذات من به غمها سرشته شدxa0شوق امروز و هر روز من چراxa0رنج ديروز و روز گذشته شدxa0عمر شيرين چرا فرصتي براي آدمي نيستxa0جز محبت قبايي برازنده آدمي نيستxa0اساس زندگي عشقه به درگاه الهي بندگي عشقهxa0جهان وامانده و درمانده عشقهxa0خدا و عشقه و فرمانده عشقهxa0بساط كهكشان عشقهxa0سپهر و آسمان عشقهxa0فلك زاييده و زاينده عشقهxa0كه ايزد منبع و تابنده عشقهxa0عمر كوتاه ما عمر كوتاه شبنم به روي برگهx...
ادامه مطلب
تنها با گلها گویم غمها را چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم نه کسی آید نه کسی خواند ز نگاهم هرگز راز من بشنو امشب غم پنهانم که سخنها گوید ساز من تو ندانی تنها همه شب باگلها سخن دل را میگویمxa0من چو نسیمی آرام که وزد بر بستان همه گلها را میبویم من .......... http://shayadto.persiangig.com/video/PhotoStory1.wmv/dl ...
ادامه مطلب