
برای پایی که نمیدود
نه کفش میپوشم
نه جوراب
اما
گاهی تمام مغزم را
از ذهن بیرون میکشم
و زیر دوش کیسه میزنم
مبادا بویش جز شعر و لبخند باشد
اما باور کن
گاهی
لبخند شعرم هم
مثل بوی جوراب پای نشسته
می آزارد
دلی را که بیخواب است
و من
زانوی سکوتم را بغل میگیرم
و هق هق
دلم را میشویم
...
مانی

ما را در سایت فصل سرد چشمانم دنبال میکنید
برچسب: لبخند شعر,لبخند شعر نو,لبخند شعر کوتاه,شعر لبخند تو,شعر لبخند بزن,شعر لبخند زیبا,شعر لبخند ابراهیم منصفی,شعر لبخند تلخ,شعر لبخند من,شعر لبخند خدا,
نویسنده:
بازدید: 42