
تا دو چشم خود را به هم زدم من عمر من چه طي شد ابر نوبهاري نديده باران وقت برف دي شد تا كه ...
ادامه مطلب
تا دو چشم خود را به هم زدم من عمر من چه طي شدxa0ابر نوبهاري نديده باران وقت برف دي شدxa0تا كه سرنوشتم نوشته شد ذات من به غمها سرشته شدxa0شوق امروز و هر روز من چراxa0رنج ديروز و روز گذشته شدxa0عمر شيرين چرا فرصتي براي آدمي نيستxa0جز محبت قبايي برازنده آدمي نيستxa0اساس زندگي عشقه به درگاه الهي بندگي عشقهxa0جهان وامانده و درمانده عشقهxa0خدا و عشقه و فرمانده عشقهxa0بساط كهكشان عشقهxa0سپهر و آسمان عشقهxa0فلك زاييده و زاينده عشقهxa0كه ايزد منبع و تابنده عشقهxa0عمر كوتاه ما عمر كوتاه شبنم به روي برگهx...
ادامه مطلب