
xa0بگو چگونه رفته ای!xa0 تو ایxa0نرفته از خیالتو ای نهفته در نظر، تو ای شکسته در محالتمام می شوم بیا، ببین تمام من توییکه از تو تازه می شوم در انتهای این زوال...........مرضیه مضافxa0...
ادامه مطلب
xa0بالاخره پیک رهایی از راه رسید و مسافر خسته امxa0را با خود بردوقتی میرفت چه خسته و تکیده بودوقتی پرمی کشید تا برود دردهایش بر زمین میریختxa0رنج هایش کم میشد و سبک و سبک تر پر میگرفتمن اما هنوز مات و غمناک...
ادامه مطلب
دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در...
ادامه مطلب
دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در آناز غم و شادی و رویاهاماناز گلایه هایی که ز دنیا داشتیممن نوشتم از تو:که اگر با تو قرارم باشدتا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمدکه اگر دل به دلم بسپاریو اگر همسفر من گردیمن تو را خواهم برد تا فراسوی خیالتا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!!تو نوشتی از ...
ادامه مطلب
خیال کن روزگارم رو به راههخیال کن رفتی و دلم نمردهخیال کن مهربون بودی و قلبمxa0کنار تو ازت زخمی نخورده خیال کن هیچی بین ما نبودهخیال کن خیلی ساده داری می ریخیال کن بی خیال بی خیالم شاید اینجوری آرامش بگیریگذشتی از منوساکت نشستمگذشتی از منودیدی که خسته متو یادت رفته که توی چه حالیکنارت بودم و زخماتو بستمخیال کن که سرم گرمه عزیزمخیال کن بی تو هیچ دردی ندارمخیال کن زمستونه ولی من توی شبهام شب سردی ندارمخیال کن قلب من شکستنی نیستخیال کن حقمه تنها بمونمخیال کن عاشقم xa0بودی ولی منشاید قدر تو رو هرگز...
ادامه مطلب