فصل سرد چشمانم

متن مرتبط با «نمیدونم ولی شاید بهشت اندازه ما نیست» در سایت فصل سرد چشمانم نوشته شده است

شاید اگه برگردی.......

  • نیلوبلاگ

    خدایا اشکهام تمومی ندارنپس کجاست اون صبری که باید می داشتمxa0حتی آغوش گرم تو هم نتونسته آرومم کنهxa0هر شبکه خورشید رو با خودت می بریxa0همه وجودم رو تاریکی و غصه در بر می گیرهتو کیxa0بودی نازنینم ، چه بودی که ...

    ادامه مطلب
  • پازل ناتمام

  • نیلوبلاگ

    xa0دلداده ی توام رویای هر شبی عاشق نمیشدم عاشق شدم ببینxa0............................این روزها شبیه پازلی شدم که یه تیکه اش گم شدهxa0در ظاهر میشه تصویر کامل رو دیدولی تا فرصتی پیدا میشه اون تیکه خالی خودش ...

    ادامه مطلب
  • دیوانه ی عاشق شاید هم عاشق دیوانه

  • نیلوبلاگ

    در محل حرف افتاده بود كه دایی عاشق شده است! سنم كم بود نمی فهمیدم چه می گویند! از مادرم پر...

    ادامه مطلب
  • تو نیستی ............

  • نیلوبلاگ

      تو نیستی اون کسی که زندگیش رو باخت آخه تو کی دلت غم منو شناخت  کسی که رو نسیم باز آشیون...

    ادامه مطلب
  • موجم ولی خاموش و خسته

  • نیلوبلاگ

    منم آن موج بی آرام و سرکش / که سرگردان بدریای فریبممرا دیگر رفیق و همدمی نیست/xa0به شهر نابسامانی غریقمبا غرور و با شتاب/xa0بر سینه ی نرم آب/دیوانه میخزیدمدر غایت خود خواهی/در انبوه سیاهی/جز خود نمیشنیدمخروشان و بسته چشم/با کوله باری از خشممیرفتم از خشم خود/دنیا ویرانه سازمدردفتر زندگی/ از خود افسانه س...

    ادامه مطلب
  • تو نیستی ............

  • نیلوبلاگ

    xa0 تو نیستی اون کسی که زندگیش رو باخت آخه تو کی دلت غم منو شناخت xa0کسی که رو نسیم باز آشیونه زد کسی که رفتی و بازم پی ات اومد xa0منم .....منم......... منمxa0 من من اون چراغی ام که سوسو می زنه می میره وقتی که ستاره می شکنه ببین که از غمت چه ساده می شکنم منم که خسته از تمامی منم منم......منم...... منم من منم ....... منم.......منم من تو ناجی من شکسته قایقی منم که می شوم شهید عاشقی منم........منم....... منم من منم.......منم........ منم من کجا برم از اینجا که پای رفتنم نیست چو یوسفم به چاه و چراغ ...

    ادامه مطلب
  • دیوانه ی عاشق شاید هم عاشق دیوانه

  • نیلوبلاگ

    در محل حرف افتاده بود كه دایی عاشق شده است! سنم كم بود نمی فهمیدم چه می گویند! از مادرم پرسیدم با كلی اخم و تخم گفت هیچی نیست! دایی ات زده به سرش! دیوانه شده! xa0با خودم فكر كردم ای بابا بیچاره دایی ام دیوانه شد... كمی كه گذشت فهمیدم دخترِ خان هم دیوانه شده! درست مثل دایی ام! همزمان باهم دیوانه شده بودند.! دایی ام دیر به خانه می آمد، هروقت هم می آمد حسابی بهم ریخته بود! دلم برای مادر بزرگم می سوخت، تک پسرش دیوانه شده بود!! xa0چندماه بعد فهمیدیم برای دختر خان خواستگار آمده؛تعجب كردم! آ...

    ادامه مطلب
  • نمیدونم .... شاید .....

  • نیلوبلاگ

    xa0 نمیدونم چرا فکر میکنم بهم دروغ گفتی و احساسم بهم میگهxa0 رفتنت یه جورایی مربوط میشه به حرف من در مورد برادرم اونهمه اصرار برای حذف شماره تلفنت طبیعی نبود نمیدونم امیدوارم حدسم دروغ xa0باشه...

    ادامه مطلب
  • تقدیم به شما با مهر

  • نیلوبلاگ

    هنرهای دستی خودم لینک کانال تلگرامxa0 ..................xa0 https://telegram.me/joinchat/CGiJuj9-quf_xUQLodLQbQ xa0 ...

    ادامه مطلب