فصل سرد چشمانم

متن مرتبط با «نمیدونم شاید این خاک نفرین شده» در سایت فصل سرد چشمانم نوشته شده است

شاید اگه برگردی.......

  • نیلوبلاگ

    خدایا اشکهام تمومی ندارنپس کجاست اون صبری که باید می داشتمxa0حتی آغوش گرم تو هم نتونسته آرومم کنهxa0هر شبکه خورشید رو با خودت می بریxa0همه وجودم رو تاریکی و غصه در بر می گیرهتو کیxa0بودی نازنینم ، چه بودی که ...

    ادامه مطلب
  • دیوانه ی عاشق شاید هم عاشق دیوانه

  • نیلوبلاگ

    در محل حرف افتاده بود كه دایی عاشق شده است! سنم كم بود نمی فهمیدم چه می گویند! از مادرم پر...

    ادامه مطلب
  • دیوانه ی عاشق شاید هم عاشق دیوانه

  • نیلوبلاگ

    در محل حرف افتاده بود كه دایی عاشق شده است! سنم كم بود نمی فهمیدم چه می گویند! از مادرم پرسیدم با كلی اخم و تخم گفت هیچی نیست! دایی ات زده به سرش! دیوانه شده! xa0با خودم فكر كردم ای بابا بیچاره دایی ام دیوانه شد... كمی كه گذشت فهمیدم دخترِ خان هم دیوانه شده! درست مثل دایی ام! همزمان باهم دیوانه شده بودند.! دایی ام دیر به خانه می آمد، هروقت هم می آمد حسابی بهم ریخته بود! دلم برای مادر بزرگم می سوخت، تک پسرش دیوانه شده بود!! xa0چندماه بعد فهمیدیم برای دختر خان خواستگار آمده؛تعجب كردم! آ...

    ادامه مطلب
  • نمیدونم .... شاید .....

  • نیلوبلاگ

    xa0 نمیدونم چرا فکر میکنم بهم دروغ گفتی و احساسم بهم میگهxa0 رفتنت یه جورایی مربوط میشه به حرف من در مورد برادرم اونهمه اصرار برای حذف شماره تلفنت طبیعی نبود نمیدونم امیدوارم حدسم دروغ xa0باشه...

    ادامه مطلب